محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6343

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خبيث مىگفته بود كه يارانش از پس اين نبرد به دو گفتند كه ما جنگاوران بصره را كشته‌ايم و در آنجا بجز ضعيفان قوم و كسانى كه جنبشى ندارند نمانده‌اند به ما اجازه بده وارد بصره شويم ، اما او تعرض كرد و رايشان را سست شمرد و گفت : « از آنجا دور شويد كه ما آنها را ترسانيده‌ايم و به هراسشان افكنده‌ايم و از جانب آنها ايمن شده‌ايد ، اكنون راى درست اين است كه از پيكارشان باز مانيد تا آنها به طلب شما برآيند . » آنگاه با ياران خويش سوى شوره زارى رفت ، در منتهاى نهرهاى قوم كه جايى بود صعب العبور ، نزديك نهر معروف به حاجر ( شبل گويد : اين شوره زار ابو قره بود كه ما بين دو نهر بود : نهر ابو قره و نهر معروف به حاجر ) آنجا بماند و به ياران خويش گفت كه كوخها بسازند . اين شوره زار ميان نخلستانها و دهكده ها و آباديها بود . پس از آن ياران خويش را به راست و چپ فرستاد . به وسيلهء آنها به دهكده ها مىتاخت و كشتكاران را مىكشت و اموالشان را به غارت مىبرد و چهارپايانشان را مىراند . در اين سال خبر وى و خبر كسانى كه نزديك محل قيام وى بودند بدين گونه بود . دو روز مانده از ذى قعدهء اين سال حسن بن محمد شواربى قاضى بداشته شد و در ماه ذى حجه همين سال عبد الرحمن بن نائل بصرى به قضاى سامرا گماشته شد . در اين سال سالار حج على بن حسين عباسى بود . ( 438 آنگاه سال دويست و پنجاه و ششم درآمد . سخن از حادثات مهمى كه به سال دويست و پنجاه و ششم بود از جمله حادثات سال آن بود كه موسى بن بغا به سامرا رسيد و صالح بن وصيف